در حضور خارها می شود

در حضور خارها می شود

یک یاس بود

در هیاهوی مترسکها پر از احساس بود

می شود حتی برای دیدن پروانه ها

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش می شد ، حرفی _از کاش می شد_ هم نبود

هر چه بود احساس بود ، عشق بود و یاس بود
دیدگاه ها (۳)

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

تولد مبارک جنگکوکی

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

عاشقانه های شبنم

آرامش همیشه در شلوغیِ حرف‌ها نیست...گاهی در سکوتی پیدا می‌شو...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

💠 «امیدواران»؛ روایت جنگیدن برای خانواده، عشق و آیندهسریال «...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط