دوست پسر مافیای من پارت ۲۷=

دوست پسر مافیای من پارت ۲۷=
پرش زمانی به ۹ صبح
از زبان میسو
با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم خواستم بلند شم ک حس کردم یک فیل انداختن روم حدس کوک باشه ک همین هم بود آقا کل هیکلشو انداخته رو هیکل کوچولوی من

+:کوک بلند شو از روم
=:..
+:وایی دارم خفه میشم بلند شووو
=:..
+:خیلی خب پا نمیشی
دیدم بیدار نمیشه بازوش دور گردنم بود ی گاز خیلی محکم گرفتم ازش
=:آخخخخخ دستم چیکار میکنی دختر کوچولوم (اخم)
+:دارم خفه میشم برو کنار
=:ایششش
رفتم کنار
+:وایی داشتم خفه میشدم
=:اومم خوابم میاد(بی حالی)
+:چرا مگ تازه از خواب بیدار نشدی ؟
=:چرا ولی دیشب تا ۶ کار داشتم
+:آخیی بگردم یعنی کلا ۳ ساعت خوابیدی؟
=:اوهوم خیلی خستم پس بدو بیا بغل ددی زود
+:آره ک بیام خفم کنی راستی اینجا کجاست ؟
=:اینجا اتاقه منه توی دارک وبم دیشب خیلی کار داشتم و از اونجایی ک نمیتونستم هم توی عمارت تنهات بزارم آوردمت اینجا خیالم امن تر باشه
+:حداقل یک خبری چیزی میدادی از خواب بلند شدم فک میکردم گروگان گرفتن منو
=:(خنده خرگوشی)دیگ یهویی شد بعدشم هیچ کس جرعت نداره اسم منو بیاره چه برسه بخواد قلب منو بدزده
+:(واسش بوس فرستادم)
=:خیلی خب بدو بیا بغلم
+:بیام له میشم راحتم همینجوری
بعدش رومو اونوری کردم ک دیدم کوک دیکشو واردم کرد از پشت‌
+:یاااا در بیار اینو
=:وقتی به حرفم گوش نمیدی باید تنبیه بشی(جدی)
+:وایی تروخدا درش بیار
=:ساکتت
+:دارم میمیرم از درد خیلی درد دارم
دیگ دیدم به حرفم اهمیت نمیده از سرناچاری گفتم


[حمایت کنیدد]
دیدگاه ها (۱)

Love you پارت ششم!نمیزارین بگم ک-بگو دیگ بدو!پلیسا جای یکی ا...

dark love

رمان دخت من

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط