گفت ضمایر را بشمار .....

گفت ضمایر را بشمار .....
گفتم مڹ ، مݩ ، مڹ ، مݩ …
📎 گفت فقط مــــَـــڹّ!!!؟؟؟📎
گفتم آرےهمگۍ رفتہ اند
👈 زیــــارت اربــاب 👉 و فقط منـم که اینجا تنہا مانده ام.......
دیدگاه ها (۴۷)

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگ...

رمان چهارم پارت دوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو دازای * چ...

عشقی حقیقی

آوای شبپارت۲۱ویو نویسندهساعت:۲:۰۰ بعد از رفتن بکی انیا به خد...

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط