بردار دل از شیشه‌ی رازی که شکسته‌است

بردار دل از شیشه‌ی رازی که شکسته‌است
از آینه‌ی چشم‌نوازی که شکسته‌است

جز آه نمی‌آید از این قلب پر از درد
اینقدر مزن چنگ به سازی که شکسته‌است

چون برکه‌ی یخ‌بسته پر از حسرتم ای ماه!
دل بی تو چو شبهای درازی که شکسته‌است

این توبه که در لحظه پشیمانم از آن را
دیگر به شکستن چه نیازی که شکسته‌است

تردید سزاوار دل عاشق من نیست
ای دوست مکن شک به نمازی که شکسته‌است
دیدگاه ها (۲)

من عاشق ودیوانه ی یک عشق نجیبمدرحسرت بوییدن یک دانه ی سیبم س...

"ﺍﻭ ﺭﻓﺖ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﻣﻦ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﮐﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﯼ ﮐﻮﭼﮏ ...

✧بادل ✧دیوانه من✧یــاربــاشے✧محشـــر است✧مـن بیایــم خانه و✧...

امشب زده ام فالی ،مستانه تراز هرشبدیوانه شدم امشب،دیوانه ترا...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط