خواست مرا بيازمايد با رفتنش ....

خواست مرا بيازمايد با رفتنش ....
اما ...
نميدانست ....
که من از ابتدا باخته ام ....
به نگاه هاي گاه و بيگاهش ....
به هنگام ديدارمان ....

....N
دیدگاه ها (۱۰)

در تنهایی بی انتها گرفتار شدم در این تنهایی بی اعتمادی سرگرد...

بسم الله الرحمن الرحیم وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش اول_چشمهايت را میبوسم میدانم هيچ كسهيچ‌گاه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

نمیبخشمت p.23

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

شخصیت‌های داستان اتفاق ممنوعه ✦🖤 BTSRM | کیم نامجونرهبر گروه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط