آبی که از این دیده چو خون میریزد

آبی که از این دیده چو خون میریزد
خونیست بیا ببین که چون میریزد

پیداست که خون من چه برداشت کند
دل می‌خورد و دیده برون می‌ریزد
دیدگاه ها (۰)

دلبرا

بجز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابمبجز سودای وصل تو میان جان ن...

گِردش همه جمع‌اند ولی جان‌به‌لبی نیستتحویل نگیرند مرا هم عجب...

الا ای روی تو صد ماه و مهتابمگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتابمرا ...

چشم هایم خیس آن روز نبودن می شوددر فراغت بال احساسم پریدن می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط