یک هفته از رفتن اونا میگذره

یک هفته از رفتن اونا میگذره
به پلیس ها و کارآگاه ها خبر دادم ...
اما هیچکس....

هیچکس نتونست اون هفت نفر رو پیدا کنه...
چرا؟
هه اونا هم رفتن و باز تنها شدم
زندگی همیشه مزخرفه همیشه

همونجور که روی پشت بوم شرکت نشسته بودم با خودم فکر میکردم
تا اینکه
گوشیم زنگ خورد
منشیم بود ....
حس و حال حرف زدن رو ندارم
اما عوففف
ا.ت:بله خانم لی
لی:خانوم ا.ت
هرچه زود تر بیاید دفتر تون
یه نفر اومده برای صحبت با شما
انگار کارشون ضروریه
ا.ت:عایششس باشه
گوشی رو قطع کردم
عوففف
دیدگاه ها (۱)

بقیش واسه فردا میخام یکم عربی بخونم ....حیحیی

https://wisgoon.com/n74347016

امکان ندارد هیچکدوم تو اتاقشون نبودند کل خونه رو زیر و رو کر...

بیاید داخل ببینم نامجون ..نامجون:بله خاله؟ا.ت:کتاب خونه طبقه...

سناریو سانزو پارت ۴ فکر کنم

Love in the dark②ا/ت: جئون جونگکوک کیه؟ چانگمی: چی؟ تو جئون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط