part
part ۱۹:
ویو جنا :
رفتیم امارت مایک من زود رفتم اتاقو لباسام و عوض کردم مایک هم پایین آشپزی می کرد یه بویی را انداخته بود که نگو هنوز مایک نیومده بود بالا اتاق
رو تخت ولو شدم و تا می خواستم بخوابم یه ذره گوشیم صداش اومد از اونور تخت برداشتم و دیدم یه فرد ناشناس بهم پیام داده و گفته بود
ویو فرد ناشناس:
سلام دخترم خوبی ؟
ویو جنا :
شما ؟
ویو فرد ناشناس:
وای مادر شوهرتو نمی شناسی ؟
ویو جنا :
وای مامان جون شرمنده نشناختم شمارت ناشناس بود .
ویو مادر مایک :
جنا یادته گفتم یه چیزی برات می فرستم ؟
ویو جنا :
آممم آره مامانی تا اینو گفتم یه عالمه عکس و مقاله فرستاد زدم رو اولیش تا بارگذاری بشه وقتی باز شد یه لحظه بدنم لرزید .....
[ نگران نباشید بابایا ]
عکس یه مرد و یه زن بود که داشتن پوزیشن انجام می دادن از اون 😈
وای مامان مایک یه عالمه فرستاده بود درمورد همشون همه ی پوزیشنایی که برای باردار شدن بود و اینا زیر دوش ، روی تخت بعد هم گفت فردا خونه بمون برات یه چیزی هم می فرستم البته گفت هنوز میل خودتو اول لذتشو ببر بعد بچه ..........
منم گفتم مامان جون شرمندم کردی مرسی
بعد هم یه ذره حرف زدیم و اینا خدافظی کرد و رفت منم که نشسته بودم اونا رو می خوندم یه دفعه مایک اومد تو گوشی رو پرت کردم ۳ متر اونطرف 🤣
ویو مایک :
رفتم بالا به جنا بگم که بیاد شام حاضره بعد رفتم بالا دیدم گوشی رو ۳ متر پرت کرد او نور کنجکاویم اود کرددددد......
ادامه دارددددد
پایان پارت
امیدوارم خوشتون اومده باشه نظراتتون و تو کامنتا بگید ..........
ویو جنا :
رفتیم امارت مایک من زود رفتم اتاقو لباسام و عوض کردم مایک هم پایین آشپزی می کرد یه بویی را انداخته بود که نگو هنوز مایک نیومده بود بالا اتاق
رو تخت ولو شدم و تا می خواستم بخوابم یه ذره گوشیم صداش اومد از اونور تخت برداشتم و دیدم یه فرد ناشناس بهم پیام داده و گفته بود
ویو فرد ناشناس:
سلام دخترم خوبی ؟
ویو جنا :
شما ؟
ویو فرد ناشناس:
وای مادر شوهرتو نمی شناسی ؟
ویو جنا :
وای مامان جون شرمنده نشناختم شمارت ناشناس بود .
ویو مادر مایک :
جنا یادته گفتم یه چیزی برات می فرستم ؟
ویو جنا :
آممم آره مامانی تا اینو گفتم یه عالمه عکس و مقاله فرستاد زدم رو اولیش تا بارگذاری بشه وقتی باز شد یه لحظه بدنم لرزید .....
[ نگران نباشید بابایا ]
عکس یه مرد و یه زن بود که داشتن پوزیشن انجام می دادن از اون 😈
وای مامان مایک یه عالمه فرستاده بود درمورد همشون همه ی پوزیشنایی که برای باردار شدن بود و اینا زیر دوش ، روی تخت بعد هم گفت فردا خونه بمون برات یه چیزی هم می فرستم البته گفت هنوز میل خودتو اول لذتشو ببر بعد بچه ..........
منم گفتم مامان جون شرمندم کردی مرسی
بعد هم یه ذره حرف زدیم و اینا خدافظی کرد و رفت منم که نشسته بودم اونا رو می خوندم یه دفعه مایک اومد تو گوشی رو پرت کردم ۳ متر اونطرف 🤣
ویو مایک :
رفتم بالا به جنا بگم که بیاد شام حاضره بعد رفتم بالا دیدم گوشی رو ۳ متر پرت کرد او نور کنجکاویم اود کرددددد......
ادامه دارددددد
پایان پارت
امیدوارم خوشتون اومده باشه نظراتتون و تو کامنتا بگید ..........
- ۲۰۶
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط