مشهد...

مشهد...
نیمه های شب...
روبروی ایوان طلا...
روی فرشهای دوست داشتنی صحن...
خیره به گنبد طلا...
نسیم خنک ....
و اشک...اشک...اشک...
و یک آرزو...
.....
خدایــــــــــــــــــا 5 روز اینجام اینکه فردا باید دعای.. وداع، روبخونم دلم طاقت نمیاره
دیدگاه ها (۱۸)

بگـــذار هَرکَسی هَر چِه دوست دارَد بِگـــویَدمُهِم ایـــن ا...

رُخ بـه رُخ کــه شـــدیممــن مـات شـدم و تــوچــون پادشـاهـی...

تو کـــــنارم باشـــــی... خرداد پایان بـــــهار نـــــیست!...

یک جاهائی بی تو نمی شود . . .وقتی سردم می شودوقتی تنهایموقتی...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

شب التیام.

🧁 پارت پانزدهم | سفری برای رساندن امیدصبح زود، حیاط مؤسسه‌ی ...

!سناریو مایکی{جنگل چشمات}بلاخره شب شد و حالا دیگه باید وسایل...

My lovely neighbor part : ۶۸

دلـــم لــک زده.... مشـــهد.... نیـــمه های شــب.... روبـــر...

دلم لک زده... مشهد... نیمه های شب... روبروی ایوان طلا... روی...

دلم لک زده... مشهد... نیمه های شب... روبروی ایوان طلا... روی...

دلم لک زده...مشهد...نیمه های شب...روبروی ایوان طلا...روی فرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط