. برای آمدنت شعر می پزم

. برای آمدنت شعر می پزم
روی اجاق کاغذها
نذری شبیه نذرهای امروز
دیگ هایی پر از حرف دل...
هم می زنم واژه های بازمانده را
بی ردیف
قافیه ها شبیه بغضم وا می روند
شور می شود این شعر از شور نام تو...
سفره می چینم
از شرق تا غرب ترین یسار چشم انتظاری ام...
دیدگاه ها (۱)

به تاراج برده ای تمام حواسم را...می خندم تویی...می گریم تویی...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

...من بدم....تو خوب باشدیگر سراغم را نگیرخودم را جایی در این...

تنهایی آدمو عوض میکنه...قلبتو سخت میکنه...احساساتتو از درون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط