فرض کن یاسینی ساعت پنج صبح
فرض کن یاسینی ساعت پنج صبح
الارم گوشی:زییییینگ
علی:بیدااااارم
سپ:علی ببند دهن اون گوشیتو دهن خودتم ببند
علی:الدنگ نا مسلمون
سپ:وضو یادت نره بگیری باز مث اون روز وضو نگرفته بشینی نماز بخونی
علی:اوک بابا
علی:برم وضو بگیرم یاالله
شیر اب:فششششش فششششش
موقع نماز
علی:نیت میکنم نماز صبح را... بعدش چی بود؟
علی:سپ بعد نماز صبح را چی باید بگممم؟؟؟
سپ:قربطا ال الله
علی:اهان مرس
یاسینی:سپ نباید حمد و سوره رو بخونم؟
سپ:مگ نماز جماعته خره؟ بخونشون
علی:سپ میگم...
سپ:ری*دم تو اون نماز خوندنت گمشو خودم میخونم میگم بنویسن ب جا تو
علی:خدا ببین ی بار خواستم سید بازی دربیارما نمیزاره
عای:بسم الله رحمان رحیم انا اعطعینا کل کوثر....
امیر: کوثر کیه؟
علی:الله اکبر....عمته
امیر:اهان مرسی
میلاد:بزارید بخونه بابا وگرنه تا خود صبح کولرو خاموش میکنه میپزیم من از طرف همه اینا گوه خوردم
علی:حیف که سر نمازم وگرنه...
سپ:داداش عع زشته عینه سر نماز فش نده
امیر:راس میگه خدا میبینه میزنه کمرت مث این پیرمردا بشی شبیه پرانتزی
یاسینی جا نماز را پرت مینماید
علی:خواستم نماز بخونما نمیزارید سپ اون پلی استیشن رو بیار میلاد توهم کیت کتامو بیار
میلاد:شیطان رجیم وارد میشود
علی:کنترل کولرو بده
میلاد:گوه خوردم
سعید:بابا خفه شید میخوایم بخوابیما
علی:اصکی نرو
سعید:اصکی نشانه قدرت ماس
علی:گوه نخور
سعید:تورو نمیخورم
علی:هرچی میگی ی جواب داره تو استینش
سعید:رکابی تنمه
علی:مرگگگگ
سعید:سپ ببینم هنوز ماشینت بنزین نداره؟
سپ:عا هنو خالیه
علی:یا خدا
سعید:اون لوله بنزینو بیار تا بگم بت
علی:یا علی بن جعفر مسیحححححح
چند دقیقه بعد....
میلاد:علی بیا پایین رفت
علی:نمیام
سپ:بابا رفت بیا پایین از بالا درخت
علی:خدا میخواستم نماز بخونم ب کجا رسیدممم
امیر:بت گفت خدا میزنه کمرت میشی پرانتزی
علی:بگم گوه خوردم خوبه؟
سعید:نه
علی:اینکه اینهههه
سپ:بیا پایین بچه موندی بالا افتاب خورده ب کلت اینکه اینه چیه بیا پایین
علی:سپ
سپ:بل
علی:....تو خودتو ماشینت
سپ:سعید بده لوله رو خودم الان دست ب کار میشم
علی:یا امام مسیح
الارم گوشی:زییییینگ
علی:بیدااااارم
سپ:علی ببند دهن اون گوشیتو دهن خودتم ببند
علی:الدنگ نا مسلمون
سپ:وضو یادت نره بگیری باز مث اون روز وضو نگرفته بشینی نماز بخونی
علی:اوک بابا
علی:برم وضو بگیرم یاالله
شیر اب:فششششش فششششش
موقع نماز
علی:نیت میکنم نماز صبح را... بعدش چی بود؟
علی:سپ بعد نماز صبح را چی باید بگممم؟؟؟
سپ:قربطا ال الله
علی:اهان مرس
یاسینی:سپ نباید حمد و سوره رو بخونم؟
سپ:مگ نماز جماعته خره؟ بخونشون
علی:سپ میگم...
سپ:ری*دم تو اون نماز خوندنت گمشو خودم میخونم میگم بنویسن ب جا تو
علی:خدا ببین ی بار خواستم سید بازی دربیارما نمیزاره
عای:بسم الله رحمان رحیم انا اعطعینا کل کوثر....
امیر: کوثر کیه؟
علی:الله اکبر....عمته
امیر:اهان مرسی
میلاد:بزارید بخونه بابا وگرنه تا خود صبح کولرو خاموش میکنه میپزیم من از طرف همه اینا گوه خوردم
علی:حیف که سر نمازم وگرنه...
سپ:داداش عع زشته عینه سر نماز فش نده
امیر:راس میگه خدا میبینه میزنه کمرت مث این پیرمردا بشی شبیه پرانتزی
یاسینی جا نماز را پرت مینماید
علی:خواستم نماز بخونما نمیزارید سپ اون پلی استیشن رو بیار میلاد توهم کیت کتامو بیار
میلاد:شیطان رجیم وارد میشود
علی:کنترل کولرو بده
میلاد:گوه خوردم
سعید:بابا خفه شید میخوایم بخوابیما
علی:اصکی نرو
سعید:اصکی نشانه قدرت ماس
علی:گوه نخور
سعید:تورو نمیخورم
علی:هرچی میگی ی جواب داره تو استینش
سعید:رکابی تنمه
علی:مرگگگگ
سعید:سپ ببینم هنوز ماشینت بنزین نداره؟
سپ:عا هنو خالیه
علی:یا خدا
سعید:اون لوله بنزینو بیار تا بگم بت
علی:یا علی بن جعفر مسیحححححح
چند دقیقه بعد....
میلاد:علی بیا پایین رفت
علی:نمیام
سپ:بابا رفت بیا پایین از بالا درخت
علی:خدا میخواستم نماز بخونم ب کجا رسیدممم
امیر:بت گفت خدا میزنه کمرت میشی پرانتزی
علی:بگم گوه خوردم خوبه؟
سعید:نه
علی:اینکه اینهههه
سپ:بیا پایین بچه موندی بالا افتاب خورده ب کلت اینکه اینه چیه بیا پایین
علی:سپ
سپ:بل
علی:....تو خودتو ماشینت
سپ:سعید بده لوله رو خودم الان دست ب کار میشم
علی:یا امام مسیح
- ۵.۰k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط