سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیست

چشم من خیره به آن منظره باشد کافیست

تو به من خیره شوی، من به تبسم هایت

خنده بر روی لبت یکسره باشد کافیست

فاصله دفتر تقدیر مرا پُر کردست

سهم من چند ورق خاطره باشد کافیست

گریه خوبست ولی فکر غرورم هستی؟

بغض دل پشت همین حنجره باشد کافیست

گفتی از فاصله ها خسته شدی درد بس است

خواستی بسته شود پنجره؟

باشد....کافیست،،،


دیدگاه ها (۳)

بر می گردمبا چشمانمکه تنها یادگارِ کودکیِ منند…آیا مادرم مرا...

دلم برا بچگیام تنگ شدهاون زمانی که دغدغه ام فقط رسیدن غروب ب...

از راه دوری آمدم ، آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم ، ...

سعی کن آسوده باشی حال من بهتر شده ستناز شستت ! روزگارم بعد ت...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت بیست‌ و پنجم | خاطرههواپیما مدت‌ها بود از زمین فاصله گر...

پارت ۲ ویو ا.ت ساعت ۷:۴۵ صبح آروم چشمام رو باز کردم و تهیونگ...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

سمت چشمان تو یک پنجره باشد کافیستچشم من خیره به آن منظره باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط