میگریم و می خندم ، دیوانه چنین باید

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین باید
میسوزم و میسازم ، پروانه چنین باید

می کوبم و می رقصم ، می نالم و میخوانم
در بزم جهان شور ، مستانه چنین باید

من این همه شیدایی ، دارم ز لب جامی
در دست تو ای ساقی ، پیمانه چنین باید

خلقم زپی افتادند ، تا مست بگیرندم
در صحبت بی عقلان ، فرزانه چنین باید

یکسو بَردم عارف ، یکسو کشدم عامی
بازیچه ی هر دستی ، طفلانه چنین باید

موی تو و تسبیح شیخم به در از ره بُرد
یا دام چنان باید ، یا دانه چنین باید

بر تربت من جانا ، مستی کن ودست افشان
خندیدن بر دنیا ، رندانه چنین باید ..
دیدگاه ها (۱)

چه کسی میگوید که گرانی شده استدوره ی ارزانیستدل ربودن ارزاند...

من میبخشمت× اما بالشی که هرشب خیسه از اشکام• • • هرگز من میب...

می شود بی تو از این شهر، سفر کردن و رفتنبی پیامی به تو با قه...

رااااه نشانم بده....

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین باید میسوزم و میسازم ، پروانه...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

سوز و سازمیگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ،...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چ...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم و میسازم ، پروانه ...

میگریم و مـی خندم ، دیوانه چنین بایدمیــسوزم ومیسازم ، پــــ...

" ميگريم و مي خندم ، ديوانه چنين بايدميسوزم وميسازم ، پروانه...

میگریم و می خندم ، دیوانه چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط