بچم رو بغل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت: بابایی زیر
بچم رو بغل کردم و توی تختش گذاشتم که بهم گفت: بابایی زیر تخت رو نگاه کن هیولا نباشه منم واسه اینکه ارومش کنم زیر تخت رو نگاه کردم زیر تخت بچم رو دیدم که بهم گفت :بابایی یکی رو تخت منه....
- ۱۳.۳k
- ۱۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط