من گمان مي كنم هر كسي در ته دلش يك باغي دارد

من گمان مي كنم هر كسي در ته دلش يك باغي دارد
كه پناهگاه اوست.
هيچ كس از آن جا خبر ندارد،
كليدش فقط در دست صاحبش است.
آن جا، آدم هر تصور ممنوعي كه دلش مي خواهد
مي كند.
عشق هاي محال، هر آرزوي ناممكن و هر خواب
و خيال خوش، هر چيز نشدني، آن جا
شدني است؛ يك بهشت –
يا شايد جهنم – خودماني و صميمي كه
هر كس براي خودش دارد.
اين باغِ اَندروني چه بسا از ديد باغبانش
هم پنهان است اما يك روزي و يك جوري آن
را كشف مي كند.
دیدگاه ها (۱)

من گمان میکنم هر کسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست....

من گمان می کنم هر کسی درته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوسته...

خیال خوش

«من گمان می‌کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست...

رها🍂 من گمان می کنم که هر کسی در ته دلش یک باغی دارد که پناه...

من گمان می کنم هر کسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاهِ اوس...

من گمان می‌کنم هرکسی در ته دلش        یک باغی دارد که پناهگا...

من گمان می کنم هرکسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط