دلنوشته :
دلنوشته :
میرسانم به تو من رخت دلم ای قمرم
تو پدر هم که شدی، با دل خونین چه کنم؟
.
تو جگر گوشه ی خود را به گل سر بنواز
میشوم مثل زلیخا و چه خونین جگرم
.
نشود پیش تو شالم که عقب هم برود
شانه ام را تو چه دانی که سرم هم نبرم
.
کلهم طایفه ات نیست شود بر سر عشق
نشنوی سوزش قلبم که در امد پدرم
.
میرسانم به رگم ان نگه مست تورا
بی تو اما ز نفس هم گل من میگذرم
.
نظر شما برای من خیلی مهمه
شب بخیر;-)
میرسانم به تو من رخت دلم ای قمرم
تو پدر هم که شدی، با دل خونین چه کنم؟
.
تو جگر گوشه ی خود را به گل سر بنواز
میشوم مثل زلیخا و چه خونین جگرم
.
نشود پیش تو شالم که عقب هم برود
شانه ام را تو چه دانی که سرم هم نبرم
.
کلهم طایفه ات نیست شود بر سر عشق
نشنوی سوزش قلبم که در امد پدرم
.
میرسانم به رگم ان نگه مست تورا
بی تو اما ز نفس هم گل من میگذرم
.
نظر شما برای من خیلی مهمه
شب بخیر;-)
- ۱.۳k
- ۰۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط