من و جمعہ، پاےِ یڪ میز

من و جمعہ، پاےِ یڪ میز
ورقے ڪاغذ و خودڪار

قہـوه‌اے پر از حرارت
و دلے غریب و تب‌دار

مےنویسم از خیالت
ڪہ همیشہ این حوالیست

عصر ِجمعہ پشتِ این میز
جاےِ #تو چگونہ خالیست؟!


#غـروب_آدینہ‌تون بخیر
دیدگاه ها (۶)

گاهیلحظه هایم از تو لبریز می شوداز احساسم سر می رویو فضای خا...

نپرس کجا می رومنگو عشق کجاست؟حرفی نزنکه بغض آینهشکسته شود#عل...

زندگی ..جیرهِ مختصری است، مثل یک فنجانِ چای .. ،و کنارش عشق ...

➿ آیدا این که مرا به سوی تو می کشد عشق نیست، شکوه توست؛ و آن...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

When bitterness became sweet

جونگکوک با چشم های کنجکاو به برگه جلو اش نگاه میکرد سپس لبش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط