هبوطبا دل تنگست کار اینجا زحرمان چاره نیست

هبوط...با دل تنگست کار اینجا زحرمان چاره نیست
گرهمه صحرا شویم از رنج زندان چاره نیست

تا نفس باقیست باید چون نفس آواره زیست
ای سحر بنیاد از وضع پریشان چاره نیست

آدم از بهرچه گندم گون قرارش داده اند
یعنی این ترکیب را از حسرت نان چاره نیست......بیدل
دیدگاه ها (۴)

هبوط..حال دل با تو گفتنم هوس است خبر دل شنفتنم هوس...

هبوط: من که در بندم کجا؟؟ میدان آزادی کجا؟؟کاش راه ...

هبوط...نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست سر فرا گوش ...

هبوط..پرچم عشق همین گوشه ی پیراهن طو س ت من که آب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط