loveorhate
loveorhate
#prt21
الا:اممممم نههه کی گفته
ات: منو گول نزن ۱۰ ساله رفیقتم
الا:باشه تو بردی
ات:راستی اون دختره رو نگاه چقدر لباسش بازه
الا:همون که مشکی پوشیده؟
ات:آره
الا:وایی دختره ی جنده ۱۰۰ کیلو میکاپ کرده
ات:آره کوبیده از نو ساخته برم ببینم کیه؟
الا:کنجکاو شدم بدونم واقعا کیه آره برو ببین
ات:اوکی گوشیم کجاست؟ آها پیدا کردم
الا:۱،۲،۳
ات:پیدا کردم
الا:میدونستم بگو کیه
ات:
اسم:کامیلا
فامیلی:جئون ( دختر خاله ی جنده ی جونکوکه)
سن:۱۹
الا:بسه وایی با جونکوک فامیلهههه
ات:هعی آره، بقیه ی چیزایی که پیدا کردم رو بگم؟
الا:نه ولش
ات:آخجون تا آخر این مهمونی سوژه داریم
الا:وایی آره دیگه حوصلمون سر نمیره
ات:نظرته تو گپ غیبت کنیم لالا و نیلسو و آلیا هم باشن
الا:آره چون مهمون دارن مطمعن ام حوصلشون سر رفته
ات:آره بریم برای غیبت اهههه
الا:نههههه
ات:آخه الان باید زنگ بزنییی
الا: جواب بده ببین چیکار داره
ات:اوکی
*شروع مکالمه*
ات:مرتیکه عوضی الان وقت زنگ زدنههه
تهیونگ:عه آروم باش خواستم بگم بیاین پیش ما شاید حوصلتون سر رفته باشه
ات:آخه وقتی حوصلمون سر رفته بود کجا بودی الان تا یچی پیدا کردیم سرگرم شیم میگی بیاین پیش ما
تهیونگ:غر نزن به الا هم بگو بیاد
ات:نه پس فکر کردی بدون اون میام
تهیونگ:باشه خدا.....
^ات قطع کرد^
*پایان مکالمه*
ات: ایش مرتیکه اشغال( بی ادب)
الا:هعی میخواستم غیبت کنم):
ات:بریم پیش اونا
الا:بریم
ادامه دارد.......
#prt21
الا:اممممم نههه کی گفته
ات: منو گول نزن ۱۰ ساله رفیقتم
الا:باشه تو بردی
ات:راستی اون دختره رو نگاه چقدر لباسش بازه
الا:همون که مشکی پوشیده؟
ات:آره
الا:وایی دختره ی جنده ۱۰۰ کیلو میکاپ کرده
ات:آره کوبیده از نو ساخته برم ببینم کیه؟
الا:کنجکاو شدم بدونم واقعا کیه آره برو ببین
ات:اوکی گوشیم کجاست؟ آها پیدا کردم
الا:۱،۲،۳
ات:پیدا کردم
الا:میدونستم بگو کیه
ات:
اسم:کامیلا
فامیلی:جئون ( دختر خاله ی جنده ی جونکوکه)
سن:۱۹
الا:بسه وایی با جونکوک فامیلهههه
ات:هعی آره، بقیه ی چیزایی که پیدا کردم رو بگم؟
الا:نه ولش
ات:آخجون تا آخر این مهمونی سوژه داریم
الا:وایی آره دیگه حوصلمون سر نمیره
ات:نظرته تو گپ غیبت کنیم لالا و نیلسو و آلیا هم باشن
الا:آره چون مهمون دارن مطمعن ام حوصلشون سر رفته
ات:آره بریم برای غیبت اهههه
الا:نههههه
ات:آخه الان باید زنگ بزنییی
الا: جواب بده ببین چیکار داره
ات:اوکی
*شروع مکالمه*
ات:مرتیکه عوضی الان وقت زنگ زدنههه
تهیونگ:عه آروم باش خواستم بگم بیاین پیش ما شاید حوصلتون سر رفته باشه
ات:آخه وقتی حوصلمون سر رفته بود کجا بودی الان تا یچی پیدا کردیم سرگرم شیم میگی بیاین پیش ما
تهیونگ:غر نزن به الا هم بگو بیاد
ات:نه پس فکر کردی بدون اون میام
تهیونگ:باشه خدا.....
^ات قطع کرد^
*پایان مکالمه*
ات: ایش مرتیکه اشغال( بی ادب)
الا:هعی میخواستم غیبت کنم):
ات:بریم پیش اونا
الا:بریم
ادامه دارد.......
- ۱۳۹
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط