دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
دیدگاه ها (۱)

می‌گریزی ز من و در طلبتباز هم کوشش باطل دارمفروغ فرخزاد

نه چتر با خود داشت نه روزنامه نه چمدانعاشق‌اش شدم…از کجا بای...

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنهای بسا باغ و بهاران که ...

ز تشنه‌کامی خود آب می‌خورد دل منکویر سوخته‌جان منت بهارش نیس...

هرکسی لایق آن نیست که عاشق باشد،،،

هر کسی لایق آن نیست که عاشق باشدیعنی این مایه کسی راست که لا...

جواب چیستان کپشن با شما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط