Part

Part ¹


درو محکم
با چنان ضربی که به خودم لرزیدم بست
ای خدا دختر
اینطوری میکنی قلبم میشکنه
رفتم تو اتاقش

ات:چرا آومدی برو(بغض)
جیهوپ:گوشیتو بده(عصبی)
ات:خیلی بدی داداش بد نمیخواد(مظلوم)
جیهوپ:همه این کارا برا خودته(عصبی)
ات:بیا(بغض)
جیهوپ:حق نداری بیای پایین(عصبی)

گوشیشو داد
رفتم بیرون
خیلی خیلی عصبی بودم
این کارا همش برا خودشه
یعنی چی با پسر بره بیرون
بهش هیچی نگفتم وقتی گفت جین دوست داره
با اختلاف سنیسون
ولی دیگه تحمل ندارم
نمیتونم بزارم ببینم تنها خواهرم
با پسر میره بیرون
این هیچی خیلی زیاد با جین فاصله سنی داره
یعنی چی هرچی پیشه دوتاشون اسم همدیگه میارن که من اجازه ندم
اوففف نفس عمیققققق بده بیروننننننن
دممممممم
بازدمممممممم
رفتم پایین نشستم

love is love:عشق عشقه
دیدگاه ها (۰)

Part²انقدر عصبی بودم هیچکدوم از اعضا هیچ حرفی نمی‌زدندفقط به...

Part³ الانم باید با جین دعوا کنم رفتن بیرون نشستم خودمو برا ...

Part³ نامجون:چشده بود چرا اینطوری کردی(حالت اروم) کوکی سرشو ...

Part²که همون موقع جیمین و یونگی وارد شدنبونگی تا وضعیت دیدیو...

پارت 31ساعت بعددکتر از اتاق امد بیروندکتر: شما چیکار کردین؟(...

پارت 3ویو اتکه دیدم داداشم داره صبحونه میخوره عجیبه معمولاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط