امروز خاطراتت را سوزاندم اما!

امروز خاطراتت را سوزاندم اما!
بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد
اتفاق تازه ای نیست!!
دوباره دل تنگت شدم...
دیدگاه ها (۱۳)

ساعت شش صبح راتا میزنمو در جیب بغلم می گذارمکمی قهوه برای شع...

خدا سهمی از پیامبران را نصیبمان کرد به تو زیبایی یوسف داد و ...

رها این کلبه را از غم کنم باز لبالب کتری از زمزم کنم باز تو...

در این شهر هیچکس درد هم را نمی فهمد بجز دو پیر مردی که در پ...

ندهد هيچ گلى عطر خوش بوی تو رانفروشم به جهان پیچشی از موی تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط