اومدم تو این هوای سرد و برفی قهوه درست کنم و کنار شومینه

اومدم تو این هوای سرد و برفی قهوه درست کنم و کنار شومینه با آرامش قهوه بخورم و از پنجره بارش برف رو تماشا کنم که دیدم تو خونه مون نه شومینه داریم نه قهوه ، پنجره هم رو به یه دیوار آجریِ دوده گرفته باز میشه ، تازه برفم نمیاد
دیدگاه ها (۷)

سلام .صبح وزندگي.صبح وسرزندگي.صبح ومهر ومحبتي.صبح وكار وراه ...

آن کس که ندارد به سر کوی تو راه از زندگیِ بی ثمرش حاصل نیست!

ﺁﯾـــﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧـﯿﺪ ﻭﻗﺘـــﯽ ﺍﮊﺩﻫـــﺎ ﺗﻮ ﭼﺸـــﻤﺶ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﺑﺮﻩ ﻣــ...

پسر: بابا! دکترای افتخاری یعنی چی؟ پدر: خب، پسرم... بذار ب...

برادر هیکاری کایا

ماه من .. پارت : ۲

رمان: قلب در تاریکی

ویو یونگیاون ویدیو رو دیدم و ناراحت شدم،من چرا اون کارو باها...

بچه ها مستجره رسما ریده تو خونمون درصمن قرار بود صبح روز جمع...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

پارت دوم تهیونگ وات تهیونگ :دوباره شروع نکن +هه فک کردی میتو...

جدایی

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط