هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه169

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه169
سخنى از آن حضرت (ع ) روى سخن با يكى از عربهاست ، هنگامى كه ، امام (ع ) به بصرهنزديك شد، مردم بصره ، عربى را نزد او فرستادند تا حقيقت حالش را با اصحابجمل معلوم دارد، مگر شبهه از دلشان برود. على (ع ) حقيقت كار خود را با آن مردم آنچنان بيانكرد كه آن مرد دريافت كه حق با اوست . پس ، على (ع ) او را گفت بيعت كن . آن مرد گفت كه منفرستاده قومى هستم ، كارى نخواهم كرد تا نزد آنان بازگردم . على (ع ) او را گفت :

اگر كسانى كه تو را به اينجا فرستاده اند، تو را به عنوان پيشرو بفرستند تا جايى را كه باران باريده پيدا كنى و برگردى و آنان را از گياه و آب خبر دهى اگر با تو مخالفت ورزيدند و به سرزمينهاى خشك و بى گياه روى نهادند، تو چه خواهى كرد؟
گفت :
رهاشان مى كنم كه بروند و خود به آنجا مى روم كه گياه و آب يافته ام
امام (ع ) فرمود:
پس دستت را پيش بياور.
آن مرد گفت :
به خدا سوگند هنگامى كه حجت بر من تمام شد، نتوانستم از بيعت سرپيچى كنم . با او بيعت كردم . (اين مرد را كليب جرمى مى گفتند.)
دیدگاه ها (۵)

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه170 سخنى از آن حضرت (ع ) هنگامى كه ...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه171 خطبه اى از آن حضرت (ع ) ستايش ب...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه168 خطبه اى از آن حضرت (ع ) هنگام ر...

هر روز یک خطبه ✿✿✿✿خطبه167 خطبه اى از آن حضرت (ع ) پس از آ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

روز خبرنگار مبارک

امام علی(ع) و دفاع از حق ایرانیان💗روزی امام علی(ع) در کوفه ب...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

از محمد بن اسماعیل بن ابراهیم بن موسی بن جعفر نقل شده است که...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط