هر چند زندگی همه اش با دعا گذشت

هر چند زندگی همه اش با دعا گذشت
عمر من و تو باز هم از هم جدا گذشت

گفتی هو البصیر که هی خود خوری کنم
یعنی خدا ندید که بر ما چه ها گذشت؟

چشمم به راه معجزه ای از خدا نبود
از رود نیل می شد اگر با شنا گذشت

می خواستم نفس بکشم در هوای تو
دیدی چقدر زندگی ام بی هوا گذشت؟

خواهم گذشت من هم از این عشق عاقبت
قارون اگر به پند کسی از طلا گذشت

حافظ ندید خوشتر اگر از صدای عشق
بر ما که در سکوت و بدون صدا گذشت

بنشین کنار من دم آخر، فقط مرا
قدری بغل بگیر که کار از دوا گذشت
دیدگاه ها (۲)

کلماتم را در جوی سحر می‌شویم لحظه‌هایم را در روشنی باران‌ها ...

‏گاهی برای خوب شدنِ حالت ‏نباید سمت آدما بری،‏گزینه های امن ...

آن قدر از مقابل چشم تو رد شدمتا عاقبت ستاره شناسی بلد شدم من...

ای آنکه چشمهات به مهتاب می خوردنور تو کی به این دلِ بی تاب م...

ششم تیر روز خوبیه.سالگرد روزی که از دروازه‌های بهشت برگشتید؛...

پارت ۶یک هفته از آن ناهارِ عجیب گذشت. هفته‌ای که در آن، جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط