دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم

تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم

تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم

شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم

گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم

شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم

غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم ...
دیدگاه ها (۳)

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

بی رحم ترینی به خدا نیست حواستدیوانه شدم شُرّه نکن خرمن یاست...

با غزل نقش تو را بر بوم رویا می کشمبا طلوع واژه ها گل تا ثری...

تا که لب های من از کنج لبت کام گرفتاز غزال تن تو این غزل اله...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲۲

عنوان رمان: پیمانِ یخ و آتش‌## پارت سوم: شکاف در دیوارِ یخ‌م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط