بچه که بودم، یکی از بزرگترین دغدغه‌هام این بود که در آیند

بچه که بودم، یکی از بزرگترین دغدغه‌هام این بود که در آینده خونه‌م نزدیک نونوایی باشه!

همه بچه‌گیم یا توی مسیر خونه به نونوایی و برعکس بودم یا توی صف نونوایی.

تقریبا همه رویاها و خیالبافیام حول محور نون میگذشت... مثلا بچه‌ای که باباش نونواست و همیشه نون میاره خونه، یا سفره‌ای که هر وقت بازش کنی وسطش نون داغ باشه و هیچوقت تموم نشه!!

چه دورانی بود... چه خوب که تموم شد!!😂 😅
#علی_میری
دیدگاه ها (۱)

تفاوت حیوانات و بعضی از آدما وقتی پا به طبیعت میذارن😑

از قشنگای "بزن قدش"

ادامه پست قبل:......دیروز تو خیابون چشمم به چند تا درخت توت ...

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۴ویو تهیونگ حمله تموم شد و پیرو...

فیک پری کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط