لبریزم از سکوت،اما باکمی دروغ فهمیده ام که عشقت سرنوشت م

لبریزم از سکوت،اما باکمی دروغ فهمیده ام که عشقت سرنوشت من نبود لبریزم از جنون،اما باکمی سقوط فهمیده ام که اسمم در یاد تو نبود لبریزم از تشویش،اما باکمی تشویق فهمیده ام که چشمت به راه من نبود لبریزم از گریه،اماباکمی سکته آخ که فهمیدم درآغوشت،بوی من نبود
دیدگاه ها (۲)

به من مربوط نیس که،،،،ﻗﻬــــــــــﺭﯼﻋﺼﺒﯽ ﻫﺴﺘــﯽﺍﺧﻤﺎﺕ ﺗﻮ ﻫﻤــ...

"برای دوست داشتنت"محتاج دیدنت نیستماگرچه نگاهت آرامم می کند,...

هوس کرده ام که تو باشیمن باشموهیچ کس نباشدآنگاه داغترین آغوش...

وقتی از همه دنیــــا ناراحتم فقط با فکــــــر کردن به تو آرو...

عشق در تاریکی ۹.

فرشته کوچولو(۲) .......پارت ۱۹

عشق در‌تاریکی ۱۰اتاق ساکت شده بود.اونقدر ساکت که صدای دستگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط