PART
𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART¹⁰
(سوآ+)(جین–)(نامجون~)(تهیونگ #)(جونگکوک×)(جیهوپ÷)(شوگا≠)
–بفرما!بخور کمک میکنه استرس و اضطرابت کم بشه و با کمپانی هماهنگ کردم و تمام برنامه های فردا رو هم کنسل کردم
+جین واقعا ازت ممنونم!خیلی کمکم کردی!اگر تو نبودی نمیدونم چه بلایی سرم میومد! نمیدونم چطور برات جبران کنم!
–هی درموردش حرف نزن من این کار ها رو کردم چون دوست داشتم و نیازی به جبران نیست!فقط کنارم بمونم و بزار ازت مواظبت کنم!
سوآ مشغول نوشیدن دمنوش میشه و جین میره شام درست کنه بعد از مدتی جین بشقاب توکبوکی کم تند و کاسه سوپ سامگیتانگ میزاره جلوی سوآ خودش هم میشینه رو به روش و یه قاشق از سوپ رو برمیداره و فوت میکنه و به سمت سوآ میبره
–آااااا
+هی بچه که نیستم!(خنده)
–هیشش فقط دهنت رو باز کن و بزار بهت غذا بدم!مگه نمیخواستی جبران کنی؟بزار بهت غذا بدم اینطوری جبران کردی!
سوآ میخنده و دهنش رو باز میکنه و جین بهش غذا میده و بعد از مدتی شام تموم میشه و جین ظرف ها رو جمع میکنه.
+هی بزار خودم ظرف ها رو بشورم!
–نوچ نوچ!تو الان باید مثل یه ملکه استراحت کنی و من ازت مواظبت کنم!
+هی اما...
–هیششش برو بشین!
سوآ میره میشینه و جین ظرف ها رو هم میشوره
+خب حالا کارت تموم شد میخوای فیلم ببینیم؟
–البته هرچی که تو بخوای!
سوآ و جین روی کاناپه میشینن و فیلم رمانتیک میبینن و بعد از اون جین و سوآ به سمت تخت خواب میرن و بعد از اینکه سوآ دراز میکشه
–من میرم روی کاناپه بخوابم!
+نرو...نمیخوام تنها باشم! در ضمن مطمئنم تو عوضی نیستی
جین وقتی عزم توی چشمای سوآ رو میبینه لبخند میزنه
–باشه ولی قول میدم فاصلمون رو رعایت کنم
+نه لطفاً بغلم کن!بغلت بهم حس آرامش و امنیت میده
جین لبخند میزنه و روی تخت دراز میکشه و به درخواست سوآ اون رو بغل میکنه و سوآ توی آغوش جین فرو میره و خواب میره و جین بوسه ای روی سر سوآ میزنه
–تو خیلی مظلومی برای همه این اتفاق ها!قول میدم همیشه ازت مواظبت کنم!
جین هم کم کم به خواب میره
«پرش زمانی صبح روز بعد»
جین زودتر از خواب بیدار میشه و وقتی میبینه سوآ چقدر ناز خوابیده تصمیم میگیره همونجوری بمونه تا سوآ بیدار نشه ولی با گذشت چند مین سوآ بلاخره شروع به تکون خوردن میکنه و چشماش باز میشه
–هوم خوب خوابیدی خانم خوشگل؟
+اوهوم!ممنون
–خب من میرم صبحانه درست کنم!
+نوچ!امروز بزار من صبحانه درست کنم تا دستپخت من رو هم بچشی!
–اوه حتما بانو!
سوآ بلند میشه و میره صبحانه درست میکنه و جین هم بعد از چند مین میاد داخل آشپزخونه و سوآ رو از پشت بغل میکنه!
–احیاناً اینجا لباس مردونه نداری؟میخوام برم دوش بگیرم!
+نه متاسفانه!ولی چندتا تیشرت اور سایز دارم خوبه؟
–میتونه فعلا کارم رو راه بندازه!
سوآ تیشرت اور سایز رو با یه شلوار که برای خودش بزرگ بود میده به جین و جین میره دوش میگیره و بعد از چند مین میاد بیرون ولی لباس اونقدرا هم اور سایز نبود و برای جین کمی تنگ بود.
–هی مطمئنی این اور سایزه؟
سوآ با دیدن جین میخنده
+شاید تو زیادی گنده ای!فعلا بیخیال!بیا صبحانه بخوریم.
هردو برای صبحانه پنکیک هایی که سوآ درست کرده بود رو میخورن و بعد از تموم شدن صبحانه،جین،سوآ رو بغل میکنه
–واقعا حالت خوبه؟
+اوهوم کاملا حالم خوبه!چون دیشب یه نفر بهم قول داد که ازم مواظبت میکنه!
–مگه خواب نبودی؟
+نه کاملا!
–یااااااااا
این بار سوآ سریع لب هاش رو روی لب های جین میکوبه و بوسه ای نرم رو شروع میکنن این اولین بار بود که سوآ برای بوسه پیش قدم شده بود وقتی بوسشون داشت عاشقانه تر میشد صدای در اومد
–من میرم ببینم کیه!
جین میره در رو باز میکنه و اعضا رو میبینه که اونجان و با دیدن استایل حین همه میخندن
×یاااا هیونگ این چه استایلیه!
–نخند مردک!
# هیونگ خیلی جذاب شدی!(خنده)
–مسخره بازی در نیارید! برای چی اینجایید؟
~خب اومدیم ببینیم حال سوآ چطوره!
–خب بیاید تو!
همه اعضا میان داخل و با دیدن سوآ سلام میکنن و احوالش رو جویا میشن و بعد همه میشینن روی کاناپه و مشغول صحبت و شوخی میشن
≠خب حالا کی قراره ازدواج کنید؟
÷جین باید برای ما به میز وی آی پی توی تالار عروسیت رزرو کنی!
# شام هم باید یه چیز خوشمزه بدی! استیک چطوره؟
×اوه و اینکه یه شراب صد ساله که هممون رو مست کنه!
همینطوری برنامه میریختن!
–هی ما هنوز برای هیچ چیز تصمیم نگرفتیم!
~اوه چه خسته کننده!به نظرم دیگه وقتشه چون جین تو داری پیر میشی!
–یااااا پیر خودتی!من هنوز جوون و جذابم!
همه میخندن
کم کم با گذشت روز اعضا میرن و سوآ و جین تنها میشن...
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
PART¹⁰
(سوآ+)(جین–)(نامجون~)(تهیونگ #)(جونگکوک×)(جیهوپ÷)(شوگا≠)
–بفرما!بخور کمک میکنه استرس و اضطرابت کم بشه و با کمپانی هماهنگ کردم و تمام برنامه های فردا رو هم کنسل کردم
+جین واقعا ازت ممنونم!خیلی کمکم کردی!اگر تو نبودی نمیدونم چه بلایی سرم میومد! نمیدونم چطور برات جبران کنم!
–هی درموردش حرف نزن من این کار ها رو کردم چون دوست داشتم و نیازی به جبران نیست!فقط کنارم بمونم و بزار ازت مواظبت کنم!
سوآ مشغول نوشیدن دمنوش میشه و جین میره شام درست کنه بعد از مدتی جین بشقاب توکبوکی کم تند و کاسه سوپ سامگیتانگ میزاره جلوی سوآ خودش هم میشینه رو به روش و یه قاشق از سوپ رو برمیداره و فوت میکنه و به سمت سوآ میبره
–آااااا
+هی بچه که نیستم!(خنده)
–هیشش فقط دهنت رو باز کن و بزار بهت غذا بدم!مگه نمیخواستی جبران کنی؟بزار بهت غذا بدم اینطوری جبران کردی!
سوآ میخنده و دهنش رو باز میکنه و جین بهش غذا میده و بعد از مدتی شام تموم میشه و جین ظرف ها رو جمع میکنه.
+هی بزار خودم ظرف ها رو بشورم!
–نوچ نوچ!تو الان باید مثل یه ملکه استراحت کنی و من ازت مواظبت کنم!
+هی اما...
–هیششش برو بشین!
سوآ میره میشینه و جین ظرف ها رو هم میشوره
+خب حالا کارت تموم شد میخوای فیلم ببینیم؟
–البته هرچی که تو بخوای!
سوآ و جین روی کاناپه میشینن و فیلم رمانتیک میبینن و بعد از اون جین و سوآ به سمت تخت خواب میرن و بعد از اینکه سوآ دراز میکشه
–من میرم روی کاناپه بخوابم!
+نرو...نمیخوام تنها باشم! در ضمن مطمئنم تو عوضی نیستی
جین وقتی عزم توی چشمای سوآ رو میبینه لبخند میزنه
–باشه ولی قول میدم فاصلمون رو رعایت کنم
+نه لطفاً بغلم کن!بغلت بهم حس آرامش و امنیت میده
جین لبخند میزنه و روی تخت دراز میکشه و به درخواست سوآ اون رو بغل میکنه و سوآ توی آغوش جین فرو میره و خواب میره و جین بوسه ای روی سر سوآ میزنه
–تو خیلی مظلومی برای همه این اتفاق ها!قول میدم همیشه ازت مواظبت کنم!
جین هم کم کم به خواب میره
«پرش زمانی صبح روز بعد»
جین زودتر از خواب بیدار میشه و وقتی میبینه سوآ چقدر ناز خوابیده تصمیم میگیره همونجوری بمونه تا سوآ بیدار نشه ولی با گذشت چند مین سوآ بلاخره شروع به تکون خوردن میکنه و چشماش باز میشه
–هوم خوب خوابیدی خانم خوشگل؟
+اوهوم!ممنون
–خب من میرم صبحانه درست کنم!
+نوچ!امروز بزار من صبحانه درست کنم تا دستپخت من رو هم بچشی!
–اوه حتما بانو!
سوآ بلند میشه و میره صبحانه درست میکنه و جین هم بعد از چند مین میاد داخل آشپزخونه و سوآ رو از پشت بغل میکنه!
–احیاناً اینجا لباس مردونه نداری؟میخوام برم دوش بگیرم!
+نه متاسفانه!ولی چندتا تیشرت اور سایز دارم خوبه؟
–میتونه فعلا کارم رو راه بندازه!
سوآ تیشرت اور سایز رو با یه شلوار که برای خودش بزرگ بود میده به جین و جین میره دوش میگیره و بعد از چند مین میاد بیرون ولی لباس اونقدرا هم اور سایز نبود و برای جین کمی تنگ بود.
–هی مطمئنی این اور سایزه؟
سوآ با دیدن جین میخنده
+شاید تو زیادی گنده ای!فعلا بیخیال!بیا صبحانه بخوریم.
هردو برای صبحانه پنکیک هایی که سوآ درست کرده بود رو میخورن و بعد از تموم شدن صبحانه،جین،سوآ رو بغل میکنه
–واقعا حالت خوبه؟
+اوهوم کاملا حالم خوبه!چون دیشب یه نفر بهم قول داد که ازم مواظبت میکنه!
–مگه خواب نبودی؟
+نه کاملا!
–یااااااااا
این بار سوآ سریع لب هاش رو روی لب های جین میکوبه و بوسه ای نرم رو شروع میکنن این اولین بار بود که سوآ برای بوسه پیش قدم شده بود وقتی بوسشون داشت عاشقانه تر میشد صدای در اومد
–من میرم ببینم کیه!
جین میره در رو باز میکنه و اعضا رو میبینه که اونجان و با دیدن استایل حین همه میخندن
×یاااا هیونگ این چه استایلیه!
–نخند مردک!
# هیونگ خیلی جذاب شدی!(خنده)
–مسخره بازی در نیارید! برای چی اینجایید؟
~خب اومدیم ببینیم حال سوآ چطوره!
–خب بیاید تو!
همه اعضا میان داخل و با دیدن سوآ سلام میکنن و احوالش رو جویا میشن و بعد همه میشینن روی کاناپه و مشغول صحبت و شوخی میشن
≠خب حالا کی قراره ازدواج کنید؟
÷جین باید برای ما به میز وی آی پی توی تالار عروسیت رزرو کنی!
# شام هم باید یه چیز خوشمزه بدی! استیک چطوره؟
×اوه و اینکه یه شراب صد ساله که هممون رو مست کنه!
همینطوری برنامه میریختن!
–هی ما هنوز برای هیچ چیز تصمیم نگرفتیم!
~اوه چه خسته کننده!به نظرم دیگه وقتشه چون جین تو داری پیر میشی!
–یااااا پیر خودتی!من هنوز جوون و جذابم!
همه میخندن
کم کم با گذشت روز اعضا میرن و سوآ و جین تنها میشن...
ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسمگر قلم)
- ۳.۷k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط