روزی به دلبری نظری کرد چشم من،

روزی به دلبری نظری کرد چشم من،

زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد !

«سعدی»
دیدگاه ها (۵)

دنیا چو رباط و ما در او مهمانیم،تا ظن نبری که ما در او می‌ما...

توی این خونه پوسیدم خدایا،مگه دیوار اینجا در نداره؟!چقدر بای...

یکی از تلخی های روزگار از اون جایی شروع می شه که خیلی چیزا ...

از اون بالا نگاه کردم، زمین منُ صدا می زد، یکی می گفت بپر پا...

روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا؛ دوجهان از نظر ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط