شبیه عطر تن او که بر لباسش هست

شبیه عطر تن او که بر لباسش هست
خودش كه نيست ولى دائما هراسش هست
خودش که نیست ببیند به هر چه مینگرم
به روی‌ مردمک چشمم انعکاسش هست
نمی توانم از این عشق مرده دل بکنم
هنوز توى سرم عطر مست ياسش هست
هنوز می پرم از جا به زنگ هر تلفن
هنوز دلهره ى آخرين تماسش هست
دلم برای که تنگی؟ به این که دل تنگم
تو فكر مى كنى اصلا كسى حواسش هست؟
دیدگاه ها (۱۲)

من شکستم تکه تکه؛ اینقدر حقم نبود!کوزه ای بودم که سنگی بی خب...

امشب به یُمن ِدیدنت قفل ازدلم وا میکنمجشنی به استقبال ِتو در...

نمی‌دانم چرا ؟ اما تو را هر جا که می بینمکسی انگار می‌خواهد ...

من که می مُردم به پایت پس چرا کُشتی مرا؟جان به راهت بر کف و،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط