#منم_و_تو

#منم_و_تو
عصرانه
دلم یک گوشه ی دنج
در یک کافه میخواهد
فقط من و تو
در ازدحام جمعیت این شهر
فقط تو را ببینم
تو قهوه تعارف کنی
من غرق در قهوه ای چشمانت
طعم خوش بودنت را
بنوشم ...
دیدگاه ها (۴)

#منم_و_تو آغوش تو چقدر مے آید به قامتمدر آن به قدر پیرهن ...

#منم_و_تو دوستت_دارم بہ حدے ڪہ اگر باشی براےِ_تمـامِ_لحظہ‌ها...

#منم_و_تومی خوانم نغمەهای باتوبودن رادرجشن...

#منم_و_تو محبوب من!شما نباشید،همه‌ی بغض‌های جهاندر گلوی من ا...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط