.

.
.
.
شبیه شیشه می مانم
تو هم مانند بارانی
رسیدی توی آغوشم
ولی گویا نمی مانی
خودت را جای من بگذار
ببین یک شیشه حق دارد
زنی مانند باران را
ببوسد... یا نمی دانی
نبودی تا ببینی باد
مرا هر روز می بویید
من او را سخت می راندم
تو من را سخت می رانی!
کمی احساس هم بد نیست
بیا یک بار مردی کن!
دل این شیشه را نشکن
در این اوضاع طوفانی
بیا بانو … تو باران باش
و بر من یخ بزن تا صبح
خدا هم می وزد برما
کمی باد زمستانی
.
.
.










محمود اعظمی
دیدگاه ها (۵)

.زنی که عقل دارد، عشق را باور نخواهد کردکه زن با شاعر دیوانه...

ماجرای عشق ما يک اتفاقِ ساده نيستقصه اين عشق های پيش پا افتا...

...

.چه خبر از دل تو؟نفسش مثل نفسهای دل کوچک من میگیرد؟یا به یک ...

رمان تهیونگ و جنی

قسمت هشت

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 4 | بارانعصر همان روز، آسمان سئول ناگهان ابری ...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط