رویای شیرین...(پارت دوم)

رویای شیرین...(پارت دوم)

صبح با صدای زنگ گوشی یکی بیدار شدی
جونگ کوک هنوز خواب بود
دور و اطرافت رو دیدی
دیدی که گوشیه جونگ کوکه که داره زنگ میخوره
و مامانش بود
نمیخواستی بیدارش کنی
پس خودت جواب دادی
(مکالمه بین ا/ت و مادر جونگ کوک)
+سلام صبحتون بخیر
ـ سلام دخترم صبح شماهم بخیر
+ خوبید؟
ـ خداروشکر خوبم
+ کاری داشتین؟
ـ اره خواستم بگم امشب شام با جونگ کوک بیاین خونمون شبم بمونین همینجا
+ چشم حتما میایم
.....
(پایان مکالمه)
رفتم دستشویی وقتی اومدم دیدم جونگ کوک نیست
پس بیدار شده
رفتم پایین
+سلام صبح بخیر
ـ سلام کوچولو صبح توئم بخیر
+ مامانت زنگ زد گفت امشب شام بریم خونشون شبم بمونیم
ـ تو چی گفتی ؟
+ گفتم باشه
ـ خوب کاری کردی


شب(گشادی🤌🏻)
دیدگاه ها (۶)

ببخشید دیر گذاشتم..

رویای شیرین...+ خوابم میاد عهه( خواب آلود)رفتم روی تخت نشستم...

درخواستی...^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^°°°°°°رویای شیرین......

چتر نجات...جونگ کوک و ا/ت کل پارک رو قدم زدنولی هرچی ساعت می...

Help me

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط