سال90که یکی از دوستام(شهیدمحمدسلیمانی) بشهادت رسیده بود ت

سال90که یکی از دوستام(شهیدمحمدسلیمانی) بشهادت رسیده بود توگلزار شهدا و قتی پیکر شهیدو کنار مزارش گذاشتن و صورتشو باز کردند تا خانوادش برای آخرین بار باهاش وداع کنن صحنه ای دیدم که جگرمو سوزاند و تاقیام قیامت تو خاطر و جلو چشمم موند..
دختر یکسالو نیمه اش آمده بود کنار سر بابایی که شاید چند هفته ای ندیده بودش و با ربان شیرینش و لبخند کودکانه و معصومش هی میگفت بابا ...بابا...پاسو (پاشو)..من....بابا...پاسو ....بازی....
به راستی چه کسی میخواهد دوای درد خانواده شهدا باشد!!!؟؟؟اگر نیستیم نمک بر زخمشان نباشیم
جانم حسین
دیدگاه ها (۱۴)

ظهرهای رمضان ذکر حسین می گیریم/بردن نام حسین وقت عطش می چسبد...

سلام ما به پاره های دل ملت...این بچه ها واسه مادراشون همه چی...

روزی ام ساز که در یک سحر ماه خداپیش شش گوشه بساط سحری پهن کن...

طولانیه ولی اشکت رو در میاره:همه ماجرا از يادواره شهيد ...

#ذکر_روز_دوشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#شه...

پدر جانباز عزیزم روحت شاد و یادت گرامی مجروحیت در عملیات وال...

🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️ 🔀 ◉━━━━━━────────────🎧 | ای شهی...

#نصرالله

بچه‌س‌حاجی!💔#ایران #وطن #ایران_وطنم_خاکش_کفنم #شهادت #مرگ_بر...

((:❤️‍🩹#جمهوری_اسلامی_ایران_پاینده_باد #آیت_الله_سید_علی_خام...

تاچشم‌کارمی‌کندجای‌توخالیست❤️‍🩹🌱#آیت_الله_سید_علی_خامنه_ای #...

نمازدر‌کلام‌آقای‌کشوردوست❤️‍🩹🌱#آیت_الله_سید_علی_خامنه_ای #نم...

راهِ جهاد است و درنهایتیا پیـروزی‌ست یا شهادتإنّه لجهادْ نصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط