بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم

بغلم کن که کمی ساکت وآرام شوم
در خیالی که گرفتار تو شددام شوم

بی هوا بوسه مزن بر رخ من
بوسه انگاه بزن باز که من رام شوم

بی تو در خلوت این خانه گرفتار شدم
تو بیا تاکه کمی شاد از این کام شوم

پنجره باز کن نغمه بزن بر خورشید
من به شوق پرستو به این بام شوم

وقت رفتن تو بیا باز بزن بوسه ی مهر
تا که من همره آن یار دلارام شوم..

✍ 💘 ‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۳)

گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما رایا نه ، ویرانه کنی ساخته ی ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دلِ مندلِ من داند و من دانم و دل...

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

بنام دوگل بهشتیکی عشق و دیگری سرنوشتبه قلم گفتم بنویس ؟ هرچه...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

تکپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط