یادش بخیر

یادش بخیر
لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواب
بین ساعات ۷:۰۰ تا ۷:۱۵ وجود داشت
توی هیچ چیزی دیگه وجود نداشت و ندارد و نخواهد داشت .
یادش بخیر؛ در به در دنبال یکی میگشتیم کتابامونو جلد کنه !
.
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم
تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من می افته .
یادش بخیر یکی از استرس های زمان مدرسه این بود که
زنگ ورزشمون چه روزیه و چه ساعتی ؟!!
افتادن زنگ ورزش اونم دو زنگ آخر پنجشنبه
از انتصاب به عنوان مدیر کل شرکت مایکروسافت هم بالاتر بود .
من مدرسه که میرفتم همیشه سر کلاس به این فک میکردم که
اگه پنکه سقفی بیفته کله کیا قطع میشه !
.
وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم
الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم
گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم
.
تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم
درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن .
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !
يادش به خير

پيشاپيش مهر به بچه هاي بامهر قديمي مبارک....
دیدگاه ها (۷)

✨ زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست. شاید آن خنده که امروز دریغ...

سلامتے اونے کہ چشمام دنیاش بود،،، اما الان چشم دیدنمو نداره....

ی جمله ای بود آخر دعاهای صبحگاهی میخوندیم..میگفتیم: خدایا چن...

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﮎ ﭘﺮﮔﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﭘﺎﺕ ﺛﺎﺑﺖ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩﻫﺮﻃﻮﺭ ﺑ...

عشق سبز و صورتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط