یک نفر هست که لب وا بکند می میرم

یک نفر هست که لب وا بکند می میرم
خنده ی معجزه آسا بکند می میرم

در کنارش بخدا حس عجیبی دارم
بوسه موکول به فردا بکند می میرم

جان من بسته به هر موی سیاهش شده است
تاری از زلف، هویدا بکند می میرم

دلخوشم از همه عالم به نگاهش اما
اگر این مسئله حاشا بکند میمیرم

مثل آن شعله که از بارش باران مرده
صورتم را اگر او ، ها بکند می میرم

رفتنش آخر دنیاست خودش میداند
با کسی غیر خودم تا بکند میمیرم

دوست دارم همه ی عمر کنارم باشد
"کفش رفتن اگر او پا بکند میمیرم"
دیدگاه ها (۳)

استکان ِ چای من بوی ِ لبانت میدهدجرعه جرعه عشق را دارد نشا...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

دلبری کردنت ای یار دل آزار کم است  دوستت دارم و این جمله چه ...

ای عشق ٬ شکسته ایم٬ مشکن ما رااین گونه به خاک ره میفکن ما را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط