فصل دوم p21

فصل دوم p21

تهیونگ: ا.... ا... ا. ت دارم خاب میبینم، خیلی هیلی ناز شدی(گریه)
ا. ت: هی گریه نکن منم گریم میگیره تهیونگ
ویو ا.ت: با گریه شوق تعیونگ بغض کرده بودم خیلی جلو خودمو گرفتم، تهیونگ اومد جلو و پیشونیم رو بوسید و بغلم کرد منم بغلش کردم، نگاه رفت رو کوک که داره اشک میریزه
ا.ت: یااا تو چرا گریه میکنی، ابغوره نگیرید خیر سرم عروسیمه مراسم عذا داریم که نیست
کوکی: خیلی قشنگه بالاخره دیدم که خوشحالی ا. ت(گریه و میاد بغلت میکنه)
ا. ت: هی کوک بس کن الان میشینم زار زار گریه میکنم
کوکی: اره ابغوره گیری بسه بیاد بریم سوار ملشین بشیم بگه ها تالار منتظرن
تهیونگ: بریم
رفتیم تو حیاط ماشین رو که دیدم هشکم زد(عکسشو میزارم) خیلی ماشین قشنگی بود، رفتیم سوار شدیم و کوکی رانندگی میکرد، متوجه شدم چندتاماشین پشت سرمون هی بوق میزنن
کوکی: عه حتما جیمن و شوگا هستن مگه قرار نشد تالار باشن
تهیونگ: ن خیر فقط این دوتا مرغ نیستن بقیه هم هستن ولی بجز نامجون
ا. ت: چیی. حتما تالار
تا خود تالار میزدیم و میرقصیدیم تو ماشین با تهیونگ، بعد از چندمین رسیدیم به تالار دهنم باز مونده بود خیلی شیک بود، خودمو جمع و جور کردم و دست تهیونگ رو گرفتم و اعضا هم پشت سرمون بودن، باهم رفتیم داخل مهمونا برامون دست میزد پدر تهیونگ اومد جلو و پیشونیم رو بوسید و همینطور پیشونی تهیونگ، دیدم یه مرد دارع نزدیکمون میشه هواسم خیلی بهش نبود داشتم با جین کل کل میکردیم از روی شوخی، اون مرد اود سمتم
پ/ا. ت: دخترم(گریع) منو ببخش عزیزکم بالاخره تونستم عروسیت رو ببینم، میدونم خیلی زجرت دادم ببخش منو دخترم(گریه)
بابلمو که دیدم نتونستم بغضمو نگه دارم و زدم زیر گریه، پدرم جلو خم شد سریع نشستم رو زمین و گریهکردم
ا. ت: باباتوروخدا بلند شو از جلو من، بلند شو بزار امشب گریه نکنم هق.... هق(گریه)
پ/ا.ت: گریه نکن دخترم گریه نکن ببخشید، خوشبخت بشی پسرم دخترمو به تو میسپارم اذیتش کنی با من طرفی(خندع)
تهیونگ: چشم من هواسم به ا. ت هست نمیزارم تو دلش اب تکون بخوره (خنده)
پ/ا. ت: خب دخترم یکی دیگه هست میخاد بهت تبریک بگه
ا. ت: کی؟ نام..... نامجون
نامجون: سلام خوشگل من، مبارکت باشه عزیزم نبینم دیکه نگران من باشیا منم قراره ازدواج کنم
ا. ت: خیلی دوست دارم نامجون لطفا اگه ازدواج کردی بازم مثل قبلا بیا ببینم باشه
نامحون: باشه خاهر کوچولوی لوس من(از اون خنده های کیوتش)
ا. ت: خندهههه
دیدگاه ها (۳۱)

فصل دوم p22۱نامجون: باشه خاهـر کوچولوی لوس من(از اون خنده ها...

لطفا تا میتونید کامت بزاری چه بیمعنی چه با معنی اینجور کمک م...

فصل دوم p۲۰پ/تهیونگ: سلام دخترم ارایشگر برات اوردم توخونه بر...

فصل دوم p19ا. ت: تهیونگ کم چرت بگو کاری کهنکردی دیگه ن تهیون...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

ادامه تکپارتی.. ا/ت: تو.. تو الان منو زدی مینسو: مامانی..هق....

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط