یار من بی یار کی ماند مرا

یار من بی یار کی ماند مرا
خسته و بیمار کی ماند مرا

گر چه بیمارم ولی دارم امید
کو چنین بیمار کی ماند مرا

شادمانم گرچه غمها می خورم
غمخورم غمخوار کی ماند مرا

من چنین مخمور و او مست و خراب
بر در خمّار کی ماند مرا

کار بیکاریست کار عاشقان
عشق او بیکار کی ماند مرا

سر پر از سودا و هم کیسه تهی
بر سر بازار کی ماند مرا

گر نباشد صدق من صدیق وار
سیدم در غار کی ماند مرا


شاه نعمت‌الله ولی
دیدگاه ها (۱۴)

ای خیال قامتت آه ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از جوش...

قراری چون ندارد جانم اینجادل خود را چه می‌رنجانم اینجا؟سر عا...

تولدت مبارک مهدی جان این پست تقدیم داداش مهدیانشالله صدو بیس...

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط