دختری میان گرگ های درنده

دختری میان گرگ های درنده

part⁷

از ژست هایی که قرار بود بگیریم تعجب کرده بودم همشون جوری بودن که ما چسبیده بودیم بهم اولیش جوری بود که جام روی صندلی می‌نشست و من روی یکی از پاهاش می‌نشستم و دستام و روی شونه هاش میزاشتم و بعد بهم نزدیک می‌شدیم که که انگار می‌خواستیم هم و ببوسیم
توی ژست بعدی جان دستش و دور کمرم حلقه می‌کرد و پیشونیش و میچسبوند به پیشونیم آخرین ژست مثل همون قبلی بود اما اینجا باید هم و میبوسیدیم بعد از تموم شدن کارمون توی آتلیه به سمت تالار حرکت کردیم
با کمک جان از ماشین پیاده شدم و دستم و دور بازوش حلقه کردم و باهم به سمت تالار حرکت کردیم با ورود ما همه دست میزدن و با لبخند نگاهمون میکردن وقتی به همه خوش آمد گفتیم به سمت جایگاه عروس داماد رفتیم
یک ساعت گذشته بود عاقد دیر کرده بود میتونستم بفهمم هر دو خانواده استرس زیادی دارن مهمونا داشتن وسط میرقصیدن با استرس پاهام و تکون میدادم که یک دفعه صدای تیر اندازی بلند شد با چشم های گرد شده داشتم اطراف و نگاه میکردم که جان بلند شد و دوید سمت جایی که مادرش بود درسته داشتن مادرش و میبردن با شک به اطراف نگاه میکردم که ......

پارت بعدی هم بزارم؟
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی (درخواستی)

جرئتی که حقیقت شدپارت ۴بازی ادامه پیدا کرد. چون دوستا فکر می...

#ارباب‌سنگدل #پارت_21کوک با صدایی سرد گفت : بیا اینجا همین...

پارت ۴ویو بلااون حرکت چیزی نبود جز اینکه جونگ کوک دستشو برد ...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

برده عمارت جئون

الماس زیبای من part⁵ویو کوک:- توی جلسه همش به فکر دخترم بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط