آمدم با غزلی ساده ولی تکراری

آمدم با غزلی ساده ولی تکراری
لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری

آمدم تا که بگویم چقدر... خشکیدم!
آسمانا! تو بر این خاک دلم می باری؟!

من همه درد خودم را به تو گفتم جانا!
اینکه درمان بکنی یا نکنی؛...مختاری!
دیدگاه ها (۳)

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

قمار یا زندگی پارت۴۲

ادامه پارت ۱۲

رمان تو خود منی

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط