در بندر آبی چشم ‌های تو

در بندر آبی چشم ‌های تو

در شب سنگ‌ ها سخن می‌گویند

دردفتر چشم‌ های رازدار تو

چه کسی هزاران ترانه نهفته دارد؟

در بندر آبی چشم ‌های تو

شبیه کودکی بر صخره ‌ها می‌دوم

بوی دریا را استشمام می‌کنم

و خسته همچون گنجشکی باز می ‌گردم

در بندر آبی چشم‌ های تو

رویای دریا و دریاها را می ‌بینم

و میلیون‌ ها ماه و مروارید

و زنبق را صید می ‌کنم ....
دیدگاه ها (۶)

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part¹¹فضای استودیو، ترکیبی از آرامش و ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط