دیدی چقدر حس بدیه وقتی از یه چیزی خوشت میاد یا چیزی رو میخوای ...

.
_دیدی چقدر حسِ بدیه وقتی از یه چیزی خوشت میاد یا چیزی رو میخوای اما نمیتونی اونو داشته باشی؟یا اینکه مال تو نیست؟
_چجوری مثلا؟
مثلا وقتی میری دریا
دوست داری بزنی به آب
دریارو دوست داری اما میترسی
ترس از غرق شدنُ و زنده نموندن... یا رد کردن اهنگی که،کلی دوستش داری
اما واسه خوشی حالت هربار ازش میگذری... مثل آدمی که عاشق شیرینیهِ اما دیابتش نمیزاره و نمیتونه هیچ چیزی که شیرینِ بخوره...
"تو"
واسم مثل تمومِ این حس هایی
پر از حس خوب وبدی...
هم حسِ ترس و هم امنیت بهم میدی...
هم آرامش دارم و هم آرامشو میگیری
هم دوست دارم داشته باشم تورو،هم نداشته باشم..
"تو" این کلمه دو حرفی پر از حسرتِ واسم
پر از حسِ خوبه
"تو" رو فقط باید نفس بِکشمت
مثل آواز دُهُل از دور خوشی
داشتنت همه چیزو خراب میکنه...
برای همین میشینم و فقط از دور تماشات میکنم با حسرت...
یه چیزایی توی زندگی
نمیشه داشت...
میشه فقط نگاهشون کرد که تا کجا
بدون ما،ادامه میدن...
.
_یاسمن مهدیپور
دیدگاه ها (۱)

.گوش کن با لب خاموش سخن می گویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من ...

When you're not funny, you don't have to pretend that you ar...

.داشتیم میرفتیم توی ایستگاه مترو. دستش رو برد توی جیبش که کا...

چندپارتی☆p.3جونگکوک آت رو آروم بغل کرد.دستش می‌لرزید، نه از ...

"بوسه آتش بر گونه رز"part 8- برا تو فک نکنم مهم باشه...بلافا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط