این دغل دوستان که می‌بینی

این دغل دوستان که می‌بینی

مگسانند دور شیرینی

تا حطامی که هست می‌نوشند

همچو زنبور بر تو می‌جوشند

باز وقتی که ده خراب شود

کیسه چون کاسهٔ رباب شود

ترک صحبت کنند و دلداری

معرفت خود نبود پنداری

بار دیگر که بخت باز آید

کامرانی ز در فراز آید

دوغبایی بپز که از چپ و راست

در وی افتند چون مگس در ماست

راست خواهی سگان بازارند

کاستخوان از تو دوستر دارند
دیدگاه ها (۷)

یه وقتایی،یه حرفایی،چنان آتیشت میزنهکه دوست داری فریاد بزنی،...

خیلی دلم گرفته

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كندبگذرد از هفت بند ما صدا را ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط