یک روز پدر یک پسری بهش میگه که هر موقع دسشویی 1 داشتی بگ

یک روز پدر یک پسری بهش میگه که هر موقع دسشویی 1 داشتی بگو ساندویچ دارم و هر موقع ۲ داشتی بگو پیتزا دارم پسر میگه چشم .روز بعد پسر میره مدرسه بعد دسشوییش میگیره به معلم میگه خانم اجازه ما ساندیچ داریم بعد معلم میگه بزار زنگ بعد باهم بخوریم
دیدگاه ها (۲)

چند روز پیش موقع آغاز سال تحصیلی تو تهران، تو یه مهدکودک مرب...

پارت 1 رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀ویو نویسنده: ات یک بچه یتیمی بود ...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

.PRISON MAFIA.

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط