نمی دانم شاید نامش دیوانگی است
نمی دانم شاید نامش دیوانگی است
دیوانگی است
شب های بارانی و نخ به نخ انتظار
وسوسه ی برگشت دوباره ات
چند خط برای تو
به نام تو که او شدی
رفتی و دیگر برنگشتی
فکرم به تو معطوف می شود
فکرم در چشمانت غرق می شود
و میان خط های کاغذ
هر بار خودکشی می کنم
#دلنوشته
دیوانگی است
شب های بارانی و نخ به نخ انتظار
وسوسه ی برگشت دوباره ات
چند خط برای تو
به نام تو که او شدی
رفتی و دیگر برنگشتی
فکرم به تو معطوف می شود
فکرم در چشمانت غرق می شود
و میان خط های کاغذ
هر بار خودکشی می کنم
#دلنوشته
- ۹۴۰
- ۰۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط