گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتند

گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتند
حال که توبه کردیم آهوها هم برایمان خط و نشان میکشند
امابه آهوها بگوئید درقلمروما بااحترام عبور کنند
که توبه گرگ مرگ است
دیدگاه ها (۳۲)

چهار نفر بودند.اسمشان اینها بود.همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ ...

دنیا ... به " شایستگی هایت " پاسخ میدهد نه به "آرزوهایت" پس ...

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.خارپشت ها و...

در عجبم، برهنگی زنان عریان را دیدیم و فریاد کشیدیماماپاهای ب...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

گرگ روزگار بودیم شغال ها هم جرأت رویارویی با مارا نداشتندحال...

گرگ روزگار بودیمشغال ها هم جرات رویارویی با ما را نداشتندحال...

گرگ روزگار بودیم ...شغال هاهم جرات رویارویی با ما را هم نداش...

گرگ روزگار بودیم شغال هاهم جرئت رویارویی باما را نداشتندحال ...

گرگ روزگار بودیم شغال هاهم جرات رویارویی با مارا نداشتندحال ...

گرگ روزگآر بودمشغال ها هم ، جرأت رویآرویے با مڹ را نداشتند ....

⇦من گرگ روزگار بودم شغال هاهم جرات رویارویی با من را نداشتند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط