╭╌┄

╭╌┄
Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۸۸

زیرزمین سرد بود...بوی رطوبت و کاغذ کهنه فضا را پر کرده بود، ایزابلا قفسه‌ها را یکی یکی گشت و گرد و خاک روی انگشتانش نشست... چند جلد پرونده قدیمی، یک جعبه فلزی زنگ‌زده، چند تا عکس سیاه و سفید از آدمهایی که نمی‌شناخت
نزدیک بود ناامید شود که چشمش به انتهای قفسه افتاد...یک پاکت کاهی، قهوه‌ای، بی‌نوشته، لای دو تا پرونده بزرگ گیر کرده بود
ایزابلا پاکت را بیرون کشید...خاک زیادی رویش نبود، یعنی خیلی وقت نیست اینجاست، یا شاید جابه جا شده، یعنی یه نفر تو این اتاق امده بود یعنی یه نفر دیگه از این اتاق خبر داشت!
لبه پاکت را باز کرد...داخلش چند برگ کاغذ بود، کهنه با خط شکسته...تاریخ روی برگه اول: ۲۲ سال پیش...یک ماه قبل از انفجار مهدکودک
ایزابلا با دست لرزان برگه‌ها را برداشت
نامه اول:بهش میخرند دستخط یک زن باشه، نرم و گرد و شرافت زنانه داشت..
«ولادیمر عزیز،
اگر این نامه را می‌خوانی، یعنی من دیگر زنده نیستم...نمی‌دانم چه بلایی سر من می‌آید، اما می‌دانم تو زنده می‌مانی...چون تو قوی‌ترینی
باید چیزی را بدانی که هیچ کس نمی‌داند، مارکو شخصیت دوم تو نیست....مارکو... برادر دوقلوی تو بود!»
ایزابلا نفسش حبس شد...دستش چنان محکم کاغذ را فشار داد که چروک شد
ادامه نامه:
«بوریس از همان روز اول نمی‌خواست هر دوی شما زنده بمانید نمیدونم چرا ولی میخواست یه جوری تو را دیوانه نشون بده و مارکو رو نابود کنه پس،تو را نگه داشت و مارکو را فرستاد دور...به من گفت اگر به کسی بگویم، تو را می‌کشد پس من سکوت کردم،شرمنده‌ام...
حالا که این را می‌خوانی، مارکو احتمالاً مرده است... یا شاید نه،شاید بوریس او را برای روز مبادا نگه داشته...مراقب باش! شاید روزی با او روبرو شوی...و او حتی نداند تو برادرش هستی! و معلوم نیست مارکو به چی تبدیل شده باشه
~از طرف مادرت ناتالیا~»
ایزابلا برگه را زمین انداخت.. دستش می‌لرزید، مارکو... برادر دوقلوی ولادیمر بود... نه یک شخصیت دوم...یک انسان واقعی،و این یعنی اگه مارک و واقعی بوده و طبق نامه با بوریس یه ارتباط مخفی داشته پس یعنی شاید مارکو واقعا دشمن ولادیمر بود...و این یعنی از همون اول که ایزابلا مارکو رو دید....
ایزابلا از شوک تقریبا داشت میوفتاد ول ی خودشو به میز نگه داشت، حتی جرأت نداشت برگه دوم رو بخونه ببینه چیه
و مهم تر این بود که کی اون پرونده پزشکی رو نوشته بود و اینجا گذاشته بود؟....

‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊ ♡ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ·͙*̩̩͙˚̩̥̩̥*̩̩̥͙·̩̩̥͙*̩̩̥͙˚̩̥̩̥*̩̩͙‧͙ °̩̥˚̩̩̥͙°̩̥ ♡ ‧̍̊·̊‧̥°̩̥˚̩̩̥͙°̩̥‧̥·̊‧̍̊

امروز کار دارم وقت نمیکنم پارت دیگه ای بنویسم،لطفا تو کامنت ها نگین پارت بعدی چون پارت بعدی میره برا فردا❤🌹
دیدگاه ها (۳)

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۸۷ ولادیمر چند ...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۸۶ آنا چند لحظه...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ 52 ایزابلا ب...

╭╌┄ Illegal marriage┄┉✿┉┄ ۸۴ ولادیمر دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط