دختره از "دوستت دارم" گفتنای هر شب پسره خسته شده بودیه شب

دختره از "دوستت دارم" گفتنای هر شب پسره خسته شده بودیه شب که پسره اس داد دختر بدون اینکه اسو باز کنه موبایلشو گذاشت زیر بالش و خوابید صبح مادره پسره به دختره زنگ زد که پسرم مرده...دختر اشک تو چشاش جمع شد رفت سراغ اس شب قبل پسره نوشته بود:تصادف کردم به زور خودمو رسوندم جلو خونتون بیا پایین برای آخرین بار میخوام ببینمت...
دیدگاه ها (۲)

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

I can be myself with himPart⁸⁸و بعد،تازه من و تهیونگ فهمیده ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : tenویوی تهیونگ :امروز هم مثل همی...

.....//برده ی زیبا//......

دختره از "دوستت دارم" گفتنای هر شب پسره خسته شده بودیه شب که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط